علي خدايي متولد سال 1337 در شهر تهران و فارغ التحصيل علوم آزمايشگاهي از دانشگاه اصفهان، در حال حاضر در آزمايشگاهي در اصفهان مشغول به كار است. از خدايي تا كنون دو مجموعه داستان «از ميان شيشه، از ميان مه/ ناشر مولف/ 1370 » و «تمام زمستان مرا گرم كن/ نشر مركز/ 1379» به چاپ رسيده است كه مجموعه داستان دوم او جايزه گلشيري براي مجموعه داستان برتر سال 1379 را از آن خود ساخته است.
او از نويسندگان كم كار نسل سوم است، با اين حال خود نظر ديگري دارد: گمان نمي كنم كم كار باشم. تازه اگر مي توانستم دوباره اين دو كتاب را چاپ كنم، چند داستان را بر مي داشتم. مي شود به من بگوييد چند داستان كوتاه با چه فاصله زماني اگر از من چاپ مي شد كم كار نبودم؟
- آقاي خدايي! با اين نظر موافق هستيد كه با معرفي درست «تمام زمستان مرا گرم كن»، در اصل دوباره و اين بار به صورت بهتري، كتاب اول شما «از ميان شيشه، از ميان مه» معرفي و شناخته شد؟
خوشحالم كه كتاب «از ميان شيشه، از ميان مه» مطرح شد. اميدوارم با اين قيمت ارزاني كه دارد زودتر فروش برود. البته نميدانم كه «از ميان شيشه ...» حالا مطرح شده يا قبلا مطرح بوده، ولي دو چيز را مي دانم: يكي اينكه خيلي افراد مرا با داستان «از ميان شيشه، از ميان مه» مي شناسند. خيلي افراد مي گويند كتاب دومت به خوبي كتاب اولت نيست. دوم اينكه مي دانم كه «از ميان شيشه، از ميان مه» سال هفتاد چاپ شد و سه هزار تيراژ داشت و هنوز بيش از هزار و پانصد نسخه در انبار ناشر مانده. پس چه كسي اين كتاب را خوانده؟ قيمت كتاب هم نود تومان بوده كه هنوز هم هست!
- نقش جايزه هاي داستاني سالهاي اخير را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
جايزه هاي داستاني فرصت و فضا ايجاد مي كنند. فرصت و شوق براي ارائه شدن كارهاي تازه و فضا براي گفتگو. جايش خالي بود، اما نويسنده اي را هم نمي شناسم كه داستان را براي جايزه بنويسد.
- اين سال ها انگشت شمار نويسنده هايي داشته ايم كه خودشان باشند و «علي خدايي» يكي از آنهاست، از دقت تان در نوشتن و انتخاب موضوعات داستان هايتان بگوييد.
اينكه خودمم، خيلي ممنون. داستان هايم هم از همين دور و بر مي آيند. دور و بر خودم. ببينيد آقاي عليخاني در اين سئوال از من خيلي تعريف كرديد و بنابراين به سوال نمي توانم جواب بدهم. اما در مورد بقيه سئوال، يوسف عزيز، جواب اين سئوال را همه داده اند. من چه چيز تازه اي مي توانم اضافه كنم؟
- نقش زن ها، گذشته و خاطرات در داستان هايتان بسيار برجسته است. آدم هاي داستان هاي شما تا چه ميزان در داستان خلق شده اند؟
آدم هاي من در داستان پيدا مي شوند. بعضي حتا همنام آدم هاي بيرونند. آنها با من زندگي مي كنند و جلو مي آيند. بعضي از آنها حالا مرده اند. بعضي پير شده اند و بعضي ميانسال و نوجوان و كودكند. آنها در داستان زندگي مي كنند، هر چند كه بعضي وقت ها چيزهايي را بيرون، روي راه پله ها، در كمد، روي ميز و توي يخچالي كه من از آن استفاده مي كنم، جا مي گذارند.
- نام داستان هاي شما به نظر خواننده در بادي امر خيلي ساده به نظر مي رسند و در عين حال جزء نگري هاي علي خدايي بسيار كمك مي كند به ساخت داستان هاي او.
نام ها ساده اند چون داستان ها هم ساده اند. در داستان هايم بازي هاي زباني بسيار كم است، به همين دليل نام ها پيچيده نيستند. از طرفي ظرافت و حسن ساده بودن، پنهان كردن گرمي و سردي در زير رابطه هاي كوچك و گذرا و اشياء ست. از طرف ديگر نمي دانم چه نامي ساده است، چه نامي پيچيده؟ مثلا آيا «صد سال تنهايي» نامي پيچيده است و «حوله هاي نيمه شب» نامي ساده؟
- اين روزها تب تئوريهاي داستان بسيار بالا گرفته است، شما هم دنبال ميكنيد؟
تمام بحث هايي را كه درباره داستان ميشود دوست دارم و دنبال مي كنم، هر چند كه بعضي وقتها براي فهميدن آنها بايد بدوم. كار بدي كه نمي كنم؟ البته نمي دانم بعضي از نوشته هاي ادبي را چگونه بايد فهميد. پير شده ام؟ -دارم سعي مي كنم- بعضي وقتها تئوري هاي ادبي را هم مي خوانم. اما، مي دانيد كه كار من نوشتن داستان است و نه نوشتن درباره داستان؛ همين.