بعد از كتاب بسيار زيباي "شش يادداشت براي هزارهي بعدي" (كالوينو، ترجمهي ليلي گلستان، كتاب مهناز، 1375) بار ديگر با مجموعهاي از نوشتههاي كوتاه نويسندهي بزرگ ايتاليايي بر آثار ادبي، مواجه ميشويم. نوشتههاي كالوينو دربارهي كتابها و نويسندگان گوناگون، نشان از گسترهي مطالعات او و ريزبينيهايي دارد كه منتهي به كشف جلوههاي تازهاي از آثار بارها خوانده شده ميگردد. به واقع، كالوينو با طنزي ريزبافت و غافلگيركننده ميكوشد پردهي دودزايي را كه نقد و بررسيهاي "عالمانه" دور آثار ادبي كشيده، كنار بزند، تا معاني پنهان متنها امكان بروز بيابند.
كالوينو اثري را كلاسيك ميداند كه تمايل خواننده را براي بازخواني برانگيزد: «هر بازخواني اثر كلاسيك، كشف تازهاي است، همچون نخستين خوانش آن.» به قول فيليپ سولرز «پس آثار كلاسيك خواندن قطعي ندارند، گويي كتابي كه در دست داريم، پياپي در برابر چشمانمان چاپ ميشود.»
كالوينو خوانندهي خود را به سير و سلوكي غريب در جهان خلقشده توسط نويسندگاني چون نظامي، بالزاك، چخوف، كنراد، بورخس و ... ميبرد و لذت آشنايي با توان وراي طبيعي ادبيات را به او ميبخشد. گاه جلوههاي تازهاي از آثار را باز مييابد، مثلا هنگام بررسي "هفت پيكر نظامي" به جستجوي الگوهاي مشترك بين داستاننويسي شرق و غرب بر ميآيد. يا دانيل دوفو را استاد همهي نويسندگاني ميداند – از روسو گرفته تا همينگوي – كه «مبارزه، موفقيت، عدم موفقيت در "ساختن" چيزي، كوچك يا بزرگ را به عنوان دليل ارزش انساني نشان دادهاند.» و يا مينماياند كه چگونه ديدرو با بازيهاي رمانياش «حركتي را كه هدف برشت در تئاتر بود، دو قرن زودتر به انجام رساند: او رابطهي خواننده را با كتاب دگرگون ميكند و پذيرش منفعل را به مباحثهاي مستمر بدل ميكند.» و يا در طنز سياه آخرين اثر ديكنز، نشانههاي بسياري مييابد كه پيشدرآمد بكت است.
گاه نيز در متني موجز، طرحي كامل و دقيق از چهرهي نويسندهي مورد نظر و ادبيات كشوري كه آن نويسنده در بسترش پرورش يافته، ترسيم ميكند: مثل مقالاتي كه دربارهي كنراد، پاسترناك، پاوه زه و ... نوشته است.
پس از خواندن يادداشتهاي كالوينو، وسوسه ميشويم، در پرتو نوري كه او ساطع ميكند، زماني را صرف كشف دوبارهي آثاري كنيم كه در جواني خواندهايم.
و اگر يكي از نشانههاي كلاسيك بودن اثري آن است كه خواننده را به بازخواني خود برميانگيزد، "چرا بايد كلاسيكها را خواند" اثري كلاسيك است، زيرا اين تمايل را در خواننده به وجود ميآورد كه بارها آن را بخواند و لذت ببرد.