زحمتی ارزنده از مولف ... حتی برای کسانی که اهل وبلاگ و وبلاگ نویسی نیستند .علاقه وحید عزیز و تمامی دوستان دیگر درتک تک جمله های این شهر شیشه ای دیده میشه .خسته نباشی رفیق .
روزي عزيزي از من پرسيد:"وبلاگ نويسي به چه دردي مي خورد؟"...من هم به او گفتم:"به هيچ درد!...اين، خود درد است كه باعث متولد شدن وبلاگ ميشود"...اگر نگاهي كلي به مطالب منتشر شده در كتاب وبلاگستان بيندازيد،رد پاي غم،افسردگي و ناكامي را در اكثر نوشته ها خواهيد ديد.وبلاگ درمان درد هيچ كدام از اين بچه ها نيست ،ولي راهي است براي سبك كردن بار دل.درد دل كردن با خيلي ها،بدون اينكه كسي وسط حرفهات بپره يا بخواهد نصيحتت كنه...كلام آخر :"خوش به حال مسوولين اون مملكتي كه وبلاگ نويسي ، بزرگ ترين تفريح جوانهاشون است."...شايد هم بد به حالشون !!!http://afooli.blogspot.comالف.دانشجوي پزشكي
***
نوشته شده توسط: behrooz naj
(http://www.avayeazad.com)
اين كتاب گزينه اي از افكار مختلف افراد جامعه هست ! به آنچه فكر مي كنند به آنچه آرزو دارند و داشتند ... به آنچه دارند و از دست داده اند .... بسيار جالب است ! بر خلاف ديگر كتاب ها لازم نيست شما خواننده ي خوبي باشيد ... بلكه بايد شنونده ي خوبي باشيد ... چون اينها حرفهاي مردم ( بچه ها ) است !
***
نوشته شده توسط: http://alinonline.blogspot.com
(a744n@yahoo.com)
بسیار کار جالبی است و کمبودش احساس میشد.