جستجوي كتاب:

دسترسي سريع:

سبد خريد | تماس با ما | صفحه اصلي  


 

آگهي‌ها

دوره‌ی جدید کلاس داستان نویسی
محمدرضا صفدری

3530126- 0262

 

 

 

 


 

 

 

عطر سنبل، عطر کاج
نويسنده: فیروزه جزایری دوما
مترجم: محمد سلیمانی نیا
قيمت پشت جلد: 20000 ريال
قيمت براي خارج از ايران: -
وضعيت موجودي: -

ساير مشخصات
ناشر: قصه
تعداد صفحات: 192
قطع: رقعی (شمیز)
شابك: 9645776627

از رسانه‌هاي ديگر

تعداد مطالب مربوط به اين كتاب از رسانه‌هاي ديگر: 0


نظر خوانندگان درباره‌ي اين كتاب

اگر اين كتاب را خوانده‌ايد و مايليد نظرتان را براي ساير خوانندگان بنويسيد،‌ « اينجا را كليك كنيد »

 
تعداد خوانندگاني كه نظر خود را در مورد اين كتاب نوشته‌اند: 18

***

نوشته شده توسط: بهنام ناصح (info@mandegar.info)

از خواندن این کتاب لذت بردم. خصوصا ترجمه روان آن که زیبایی متن را کاملا باز می‌تاباند قابل ستایش است.

***

نوشته شده توسط: سپیده شاملو (shabahangsh2002@yahoo.com)

تنها سه ساعت کشید و کتاب تمام شد. مثل شیرینی که دلت نمی خواهد تمامش کنی و البته تمام می شود. از فیروزه جزایری دوما متشکرم، چون ذهنم را با طنز زیایش پالایش داد. چون تصویر من به عنوان ایرانی را در ذهن او به عنوان آمریکایی ویرایش کرد و اجازه داد تا حس ناسیونالیسم خفته ام نوازش شود. و از او متشکرم چون کاظم را و مادرش را و عمو نعمت الله را به دنیای ادبیات اضافه کرد و قصه ای آفرید که دیگر قصه نویسان می توانند نگاهش کنند و دریابند ساده نوشتن بد نیست و از شاهکار خلق کردن دور نیست. فقط باید خودت باشی و خودت هم نویسنده...

***

نوشته شده توسط: محمد علی دادرس (dadras_ma@yahoo.com)

کتاب را فقط با خواندن پشت جلد آن انتخاب کردم که کاندیدای حایزه تربر و پن بوده است البته نشر قصه هم انگیزه بود. وقتی دیدم نویسنده اهوازی و فرهنگ خوزستان و زندگی در امریکا را بیان میکند آنرا خریدم. کمتر کتابی را شروع کرده ام و یکباره تا انتها خوانده ام. این یکی از ان کتابهاست. لذت لذت بردم. خواندن آنرا به فرزندانم توصیه میکنم چون مطمئنم از خواندن آن شاد میشوند. خودم را در نقش کاظم و بچه هایم را در نقش فیروزه!! میبینم.تمام لحظات مطالعه شاد بودم با ضربه های مقطعی قاه قاه خنده! با طنز بسیار واقعگرایانه و بیان فرهنگ هردو کشور ایران و آمریکا و بعضی فرانسه. اگر چه ترجمه آن بسیار عالیست ولی اگر قبل از چاپ فارسی یکنفر که بزبان شوشتری آشناست آنرا میخواند حتما توصیه های اصلاحی میداد. مثلا ضرب المثل ء یارم یادم کند گردوئی مینش پیک ء یاپوست گردوئی را پوست لوبیا ترجمه نمیکرد.

***

نوشته شده توسط: محمدرضا (mreza405@yahoo.com)

خيلي لذت بردم خيلي وقت بود كه كتابي نخونده بودم تا بخندم تقابل فرهنگ امريكايي و ايراني چقدر قشنگ تصوير شده است كه نه به آمريكايي توهين شود نه به ايراني طنز زيبا،ظريف و خلاقانه فيروزه جزايري خيلي جالب بود از فيروزه جزايري و از نشر قصه كه انتخاب خوبي داشت تشكر ميكنم

***

نوشته شده توسط: سعید پاییز (s.paeez@gmail.com)

به شما پیشنهاد می کنم اگر قرار است صبح به سر کار بروید این کتاب را نخوانید، زیرا آن را زمین نخواهید گذاشت. بهترین زمان برای خواندن این کتاب عصر پنج شنبه است، تا بتوانید چند بار آن را بخوانید، باور ندارید امتحان کنید.

***

نوشته شده توسط: فريبا كمالي ()

اول سلام. دوم اينكه كتاب مثل آلبالوي يزدي خوش طعم و شيرين است. بعد از مدتها يك كتاب كه سرشار از عطر خوش زندگيست خواندم. دست خانم جزايري درد نكند. من كتاب را با صداي بلند براي تمام اعضاي فاميل ميخواندم و همه كاملا گوش ميدادند. سوم اينكه اميدوارم روزي اين نويسنده هاي خوب به ايران بيايند و ما آنها را از نزديك ببينيم.

***

نوشته شده توسط: بهزاد (behzad_ezzati_copoj@yahoo.com)

من مثل خیلی ها سعی نکردم همش رو یه جا بخونم خواستم لذتش برای مدت زیادتری همراهم باشه. از خانم جزایری و آقای سلیمانی نیا سپاسگزارم

***

نوشته شده توسط: مهدي باتقوا (mehdibataqva@yahoo.com)

همين قدر مي توانم بگويم كه از خريدن كتاب شادم. در اتوبوس تمامش كردم و به بغل دستي ام هديه دادم و رويش نوشتم كه بعد از خواندن به ديگري هديه دهد. اي كاش كسي پيدا مي شد و متن انگليسي آن را نيز چاپ مي كرد. نثر شسته رفته، بي غل و غش و بسيار ماهرانه و اديبانه بود. آشنايي نويسنده با ادبيات امروز امريكا انكار ناپذير است. در اپيزودهايي كه تنهايي و بي كاري و عدم توجه آمريكايي ها را بيان مي كند، احساس شرم و افسردگي وجودت را در هاله اي از همذات پنداري عميق فرو ميبرد. مي تواني به خود ببالي كه كسي هم بعد از تمام پست ها و مدرن ها و سور ها و رئال ها ، پيدا شده تا خط بطلاني بر تمامي نوشته هاي بي فلسفه و تقليدي بكشد. انگار فيروزه نبود كه من بودم. خانواده ام بود و براي زندگي در آمريكا رفته بوديم. پدرم را هنوز به خاطر ارزان فروختن قالي ها سرزنش ميكنم و در دل خيلي ها را به خاطر خيلي چيزها. هنوز از گربه هاي همسايه متنفرم و بچه اي كه از سر وكولم به خاطر بيست دلار بالا مي رفت. انگار فيروزه نبود كه ما بوديم و آنچه گذشت هايي در يك زرد رنگ جلدي كه دختري را با لپهاي گل انداخته و موهاي از فرق باز شده جلوي ديدمان مي جنباند. خيلي ها خنديده اند، شايد. سرزنش شان نمي كنم كه اگر هم خنديده اند به چيزهاي ديگري غير از آنچه دوما گفته شايد لبخند زده اند. از فيروزه و سايت سخن به خاطر انتخاب نابشان ممنونم. اميدوارم هيچ ايراني در هيچ جاي دنيا ran ran ran را نبيند. فيروز و بهروز باشيد.

***

نوشته شده توسط: آسيه امام رضايي (aemamrezaei@yahoo.com)

به نظر من يك اثر فوق العاده ساده و جالب و بي نظير بود. تفاوتها در عقيده، تاريخ، تمدن، زندگي و ديد با زيركي هرچه تمام تر در حالي كه وادارتان مي كند نيمه هاي شب در اتاقتان بلند بلند بخنديد احساس مي شود. اميدوارم همه بخوانند و لذت ببرند. بر خلاف اون دوستمون كه گفت همه رو باهم خوردم مثل شيريني، من دلم نيومد زود تمومش كنم و مزه مزه كردم تا تموم شد.

***

نوشته شده توسط: سعید منوچهری (saeedreza1300@yahoo.com)

ساده، روان، شیرین، جذاب و صداقتی که در تمامی صفحات کتاب موج مِِِِِیزند و مگر من خواننده چیز بیشتری هم از یک کتاب میخواهم؟خانم جزایری از اعتماد به نفستان، از قلم شیوایتان، از حفظ آبرویتان، از بزرگ منشی و مناعت طبع و صداقتتان متشکرم.

***

نوشته شده توسط: مرواريد (morvarid@irserve.net)

ساده است و روان؛ گوِيای تجربه ای ارزنده که خواندن آن را می توان به این و آن توصیه کرد. ترجمه شيوای کتاب هم به راستی بازتابی است از زيبايی های متن. تنها در يک جا مترجم نتوانسته است این ضرب المثل برگرفته از غزل حافظ را تشخيص دهد: «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟» و آن را به شکل نثر و با واژه هايی ديگر آورده است.

***

نوشته شده توسط: golrokh (golrokhm@yahoo.com)

ebteda,bayad ozrkhahi konam ke man dastrasy be horoofe farsi nadashtam.in ketab mitavand zendegie man ya to bashad,farhango adabo rosoome keshvarreman betarze zibaee dar inketab amade ast,omiddaram na tanha hameye doostane irani balke melliathaye dige ke hamishe barashoon soetafahom dar rabete ba irani ha vojood dare bekhoonan.nokete ghabele tavajjoh in ketab zabane tanz ast,ke mamoolan payamha az zabane tanz besiar shivatar ast.moddatha bood ke in tor az tahe del va enghadr shirin az dastani nakhnadide boodam,ke albatte payamhaye aslie ketab be zabane sade besiar moasser hast.vaghty az pedaresh oon taarifa ro mikone yade pedare khodam mioftam.na az rooye adat,balke vaghean,az khanome duma tashakkor mikonam,va be ishoon bekhatere hadieye in ketab be hamvatananeshoon eftekhar mikonam.

***

نوشته شده توسط: میثم حسینی (mh@parsprogram.com)

...از نظر من این کتاب دریجه زیبایی به دنیای فرهنگ ایرانی برای آمریکایی هاست.شاید کتاب با گوشه های زیبایش توانسته باشد دید مخاطب امریکایی را نسبت به مهاجرانی ایرانی به حقیقت نزدیکتر کند.کتاب پر است از خاطرات کودکی من...پر از امید و در عین حال بیم از برخورد.

***

نوشته شده توسط: سعید کمالی (kamali49@yahoo.com)

بسیار بسیار کیف کردم از خواندنش. انتخاب اسم ترجمه هم فوق العاده مناسب و قشنگ بود. خانم فیروزه، آقای سلیمانی متشکرم.

***

نوشته شده توسط: فریبا نور (Far_noor80@yahoo.com)

کتاب فوق العاده جذابی بود در همین سایت کتاب را دیدم و مشتاق به خواندن آن شدم بعد از مدتها این جالب ترین کتابی بود که خوانده بودم . از عوامل این سایت به خاطر معرفی این کتاب ممنونم همچنین از فیروزه عزیز که خاطرات کودکیش تمام لحضات کودکیم را به ذهنم آورد.

***

نوشته شده توسط: حمید رضا ()

کتابی که اگر خواندنش را شروع کنی تا به پایان نرسد نمی توانی آن را کنار بگذاری

***

نوشته شده توسط: محسن (mimagha61@yahoo)

من از اینکه آخرای کتابم ناراحتم.فیروزه یکی دیگه هم بنویس.

***

نوشته شده توسط: جلالي ثابت (fadak_fadak313@yahoo.com)

خنده دار و مفرح. به يك بار خوندنش حتما ميارزه. حال وهواي ادماي اخمو يا گرفته رو به نظر من عوض ميكنه.

نقل مطالب تنها با ذكر نام و نشاني اينترنتي سايت سخن آزاد است