|
جوايز ادبي و كتابخواني
يكي از ايراداتي كه به جوايز ادبي كتاب گرفته ميشود، اينست كه اهداي اين قبيل جوايز را موجب تمركز توجه به دو سه عنوان برگزيده، و لطمه به فروش ساير كتابها ميدانند. من ضمن اينكه محدود بودن تاثير جوايز را قبول دارم، به دو دليل به تاثير منفي فوق براي آنان اعتقاد ندارم. اول اينكه وضعيت تيراژ كتاب آنقدر بد بوده و هست كه ديگر جايي براي بدتر شدن ندارد. حال اگر عاملي بتواند باعث جلب توجه مردم به ادبيات داستاني و بالا رفتن تيراژ يكي دو كتاب خوب هم بشود چه ايرادي دارد؟ و مگر در سالهاي قبل از برگزاري اين جوايز، چند كتاب خوب (به جز امثال بامداد خمار) به چاپ هشتم و نهم ميرسيدند؟ دوم اينكه اگر اين تاثير منفي بر ساير كتابها وجود داشته باشد، از عملكرد ضعيف ساير كانالهاي اطلاعرساني و اتكا به جوايز براي معرفي كتابها ناشي ميشود؛ و راه حل آن نه حذف و نفي جوايز، بلكه ايجاد و تشويق رسانههاييست كه نقد و معرفي كتابها را بر عهده بگيرند. در كشوري مثل امريكا، كتابي كه توسط ناشر معتبري به چاپ ميرسد از راههاي مختلفي به مخاطبان معرفي ميشود: • معرفي و نقد در مجلات ادبي، روزنامهها و يا نشريات گوناگون بسته به مخاطبان بالقوهي آن كتاب • معرفي در سايتهاي بزرگ اينترنتي مثل آمازون و بارنز اند نوبل و نيز هزاران سايت ويژهي علاقمندان ژانرهاي مختلف • برگزاري تور داستان خواني در شهرهاي مختلف توسط ناشر • معرفي در برنامههاي ويژهي تلويزيوني و شوهاي مربوط به كتاب • افراد صاحبنام و شناخته شده گاهي توصيههايي براي برخي عناوين انجام ميدهند كه در تبليغات كتاب درج ميشود و تاثير خوبي دارد • و برخي عناوين هم توسط جوايز ادبي گوناگون معرفي ميشوند با معرفي كتابها در رسانههاي گوناگون، با پشتيباني ناشران و نويسندگان از اين رسانهها، و نيز برگزاري جوايز ادبي مورد اعتماد خوانندگان، اگر هم آمار كتابخواني چندان بالا نرود، دستكم تمام عناوين شانس معرفي شدن به خواننده را خواهند داشت.
|